رمزگشایی از «اصلاح بزرگ» حسن روحانی | شیخ دیپلمات در وقت اضافه؛ ققنوس پاستور یا معمار گذار؟

رویداد۲۴| در جغرافیای سیاسی ایران، سکوت هرگز به معنای پایان نبوده و حکم «کمین استراتژیک» را دارد. همین است که در هر بزنگاهی نسبت به سکوت برخی چهرههای سیاسی به خصوص روسای جمهور سابق حساس میشویم. حسن روحانی از جمله همین سیاسیون مورد توجه است که از قضا در ماههای اخیر و پس از دورهای سکوت و حاشیهنشینی با ادبیاتی منتقدانه به میدان بازگشته و حتی از نقد دولت مستقر نیز فراتر رفته و کلیت منطق حکمرانی را زیر سوال میبرد.
او که روزگاری با کلید تدبیر بر صدر نشسته بود، اکنون با کلیدواژهی «اصلاح بزرگ» سعی در گشودن قفلهای بستهای دارد که خود مدعی است حاصل مهندسی انسداد توسط رقبای اوست.
شوک «اصلاح بزرگ»؛ هشدار مصلحانه یا مانیفست تغییر؟
روحانی در تازهترین اظهارات خود با هوشمندی یک حقوقدان، واژه «اصلاح» را از انحصار جریانهای منزویشده اصلاحات خارج کرده و آن را به سطح یک ضرورت حاکمیتی ارتقا داده است. او در دیدارهای اخیر خود، با صراحتی بیسابقه از «پیام مردم» سخن میگوید؛ پیامی که به زعم او، در صورت نادیده گرفته شدن، میتواند پیوند لرزان دولت-ملت را به نقطهی گسست کامل برساند.
بیشتر بخوانید: روایت روحانی از مهار تنش با ترامپ؛ «سال ۹۸ سه بار تا آستانه جنگ رفتیم» | عراقچی پیام فوری را به سوئیس منتقل کرد
«اصلاح بزرگ» در ادبیات روحانی، یک جراحی سطحی نیست، بلکه بازگشت به منطقی است که در آن «رضایت عمومی» ستون اصلی امنیت ملی تلقی میشود. او به صراحت میگوید که نمیتوان با شعار وحدت، بر روی زخم شکافهای عمیق اجتماعی مرهم گذاشت، مگر آنکه این وحدت محصول یک تغییر جهت واقعی در سیاستهای داخلی و اجتماعی باشد. این موضعگیری، او را در جایگاه سیاستمداری قرار داده که مدعی است صدای مردم را بهتر از مستاجران فعلی پاستور و کانونهای قدرت میشنود.
پروژه «ریبرندینگ»؛ فرار از میراث یا بازتعریف هویت؟
بیشتر بخوانید:
وقتی سکوت دیگر جایز نیست | چرا روایت حسن روحانی از بنبست حکمرانی را باید با طلا نوشت؟
آیا حسن روحانی در حال ریبرندینگ است؟ | شیخ دیپلمات و هشدار درباره سوراخ روی عرشه کشتی
راه حل حسن روحانی برای نجات نظام چیست ؟
منتقدان و ناظران سیاسی، کنشگری فعال روحانی را تحت عنوان «ریبرندینگ» تحلیل میکنند. آنها معتقدند افشاگریهای قطرهچکانی او درباره موانع مذاکرات برجامی و نقش کاسبان تحریم و مافیای قدرت در شکست دیپلماسی، تلاشی است برای بازتعریف شخصیت و ارتقای موقعیت خود. روحانی نمیخواهد به عنوان رئیسجمهوری شناخته شود که تورم دورقمی و انسداد سیاسی بر جای گذاشت؛ بلکه میخواهد چهرهای باشد که «میخواست و توانست، اما نگذاشتند». این «نگذاشتند» بزرگ، اکنون سلاح او در برابر رقبایی است که خود را در حل گرههای معیشتی و بینالمللی ناتوان نشان دادهاند. او با پیش کشیدن پروندههای محرمانهی سال ۱۴۰۰، توپ را به زمین کسانی میاندازد که دیپلماسی را قربانی رقابتهای جناحی کردند و حالا در بنبست انزوای بینالمللی گرفتار شدهاند.
کابوس تندروها؛ روحانی از پهلوی خطرناکتر است؟
شایعاتی که اخیرا پیرو ارتباط او و ظریف با اپوزیسیون خارجنشین و در نهایت بازداشت او مطرح شده بود، ناشی از گمانهزنیهای بسیار در خصوص تلاش او برای بازگشت به قدرت در چارچوب تغییرات ساختاری بود. اما هیچ واکنشی به اندازه اظهارات حمید رسایی، عمق جدی بودن حضور روحانی را نشان نمیدهد. وقتی نماینده تندرو و چهره شاخص مجلس انقلابی روحانی را «گزینه اصلی آمریکا و اسرائیل برای دوره بعد از جمهوری اسلامی» میخواند و او را از اپوزیسیون کلاسیک خارجنشین و مشخصا رضا پهلوی جدیتر میگیرد، در واقع به یک هراس اعتراف میکند. این هراس ناشی از این واقعیت است که روحانی، برخلاف اپوزیسیون سنتی که ضعف و کاستی هم کم ندارد، برآمده و آموخته همین سیستم است؛ او پیچوبندهای قدرت را میشناسد، لایههای نفوذ در دیوانسالاری را در اختیار دارد و هنوز از حمایت بخشی از طبقه متوسط و نخبگان برخوردار است. رقبای او میدانند که خطر یک «آلترناتیو داخلی» که زبان قدرت را بلد است، بسیار جدیتر از چهرههایی است که تنها در فضای مجازی پیرو دارند یا به حمایت امثال ترامپ و نتانیاهو دل بستهاند. از این منظر، حملات رسایی نه یک توهین، بلکه تلاشی برای «سلب صلاحیت ملی» از کسی است که ممکن است دوباره به کانون تصمیمگیری بازگردد.
مختصات «اصلاح بزرگ»؛ بازگشت به سیاست جلب رضایت
اما این اصلاحات مدنظر روحانی دقیقاً شامل چه مواردی است؟ او اگرچه از ارائه جزئیات عملیاتی پرهیز میکند، اما فحوای سخنانش نشاندهنده چهار جبهه اصلی است. اول از همه بازگرداندن اعتبار به «صندوق رأی»؛ روحانی هشدار میدهد که مشارکتهای حداقلی، پشتوانهی ملی نظام را در میزهای مذاکره جهانی ضعیف کرده است.
بیشتر بخوانید: حسن روحانی: با یک اصلاح بزرگ به مردم پاسخ بدهیم
او در گام بعدی از سیاستهای سختگیرانه در حوزهی سبک زندگی و مسائل اجتماعی عقبنشینی میکند؛ حسن روحانی بهخوبی میداند که بخشی از نارضایتیهای انباشته، ماهیت غیراقتصادی دارند.
دیگر موضوع مورد تاکید او پایان دادن به حاکمیت نهادهای موازی در عرصه دیپلماسی و اقتصاد است. در آخر نیز بازگشت به مدل «تعامل سازنده» با جهان را مد نظر قرار میدهد. او معتقد است که بدون حل موضوعات اختلافی با جهان بینالملل و احیای روابط اقتصادی و سیاسی، هرگونه وعده گشایش، تنها یک مسکن موقت خواهد بود.
دیدهبان بنبست؛ روحانی در نقش میانجی ناگزیر
در فضای دوقطبی فعلی، روحانی خود را به عنوان یک «ضرورت» بازتعریف کرده است. او در پیامی غیرمستقیم به حاکمیت، خود را سیاستمداری معرفی میکند که میتواند میان «مطالبات رادیکال خیابان» و «سختگیری ساختار قدرت» میانجیگری کند. او مدعی است که راهحل بحران، نه در سرکوب و نه در فروپاشی، بلکه در یک نوسازی ساختاری از درون است. این جایگاه «میانجی ناگزیر»، همان چیزی است که او را در مرکز توجه قرار داده است. او با تکیه بر تجربهی هشت سال ریاست جمهوری و دههها حضور در عالیترین سطوح امنیتی، به دنبال آن است که ثابت کند تنها کسی است که میتواند هزینههای گذار از وضعیت فعلی را برای سیستم کاهش دهد.
بازی روحانی در وقت اضافه
حسن روحانی امروز بر سر میراث و آیندهی سیاسی خود قمار کرده است. او از یک سو باید جامعهای را که هنوز زخمهای اقتصادی دوران او را بر تن دارد، قانع کند که تغییر کرده و از سوی دیگر، باید ساختاری که او را با دیده تردید مینگرد، متقاعد کند که میتواند ضامن بقا باشد. «اصلاح بزرگ» او، بیش از آنکه یک مانیفست حزبی باشد، یک فریاد سیاسی در تاریکخانهی قدرت است.
پیشبینی در عالم سیاست نه ممکن است و نه منطقی، خاصه در شرایط کنونی که تحولات روی دور تند است و هزار و یک عامل داخلی و خارجی بر مسائل کشور سایه انداخته است. از این رو باید منتظر ماند و دید که آیا روحانی موفق خواهد شد از زیر آوار حملات تندروهایی، چون رسایی خارج شود و دوباره به مدار تاثیرگذاری بازگردد؟ یا اینکه این تحرکات، آخرین پرده از نمایش سیاستمداری است که نمیخواهد با برچسب «ناکام» در حافظه تاریخی مردم ثبت شود؟ پاسخ هرچه باشد، یک نکته قطعی است: شیخ دیپلمات، بازی را به پایان نرسانده و هنوز معتقد است که در زمین سیاست ایران، «برگ برنده» در دست کسی است که صبورتر از دیگران باشد.



روحای ۷۸؟ ۹۶؟ ۹۸؟
